جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gently
اطلاعات دستوری
مثالها
He gently reminded her not to overwork herself.
او مهربانانه به او یادآوری کرد که خود را خسته نکند.
مثالها
The breeze gently rustled the curtains.
نسیم به آرامی پردهها را به حرکت درآورد.
gently
01
آرام!, با احتیاط!
used to tell someone to be careful or move slowly
مثالها
Gently! You're holding the kitten too tight.
آرام ! شما بچه گربه را خیلی محکم نگه داشتهاید.
درخت واژگانی
gently
gent



























