جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
gently
مثالها
The teacher gently corrected the student's mistake.
معلم اشتباه دانشآموز را به آرامی تصحیح کرد.
مثالها
He gently closed the door behind him.
او در را پشت سرش آرام بست.
gently
01
آرام!, با احتیاط!
used to tell someone to be careful or move slowly
مثالها
Gently, now. It's fragile.
آرام, حالا. شکننده است.
درخت واژگانی
gently
gent



























