جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fully
اطلاعات دستوری
قید درجه
مثالها
I fully support your decision to resign.
من کاملاً از تصمیم شما برای استعفا حمایت میکنم.
1.1
کاملاً, تماماً
in a way that provides or includes everything necessary
مثالها
The expedition was fully provisioned with food, medical supplies, and emergency gear.
اکسپدیشن کاملاً با غذا، لوازم پزشکی و تجهیزات اضطراری تجهیز شده بود.
02
کاملا, نزدیک به
used before numbers to underscore a large or surprising amount
مثالها
Fully 300 people attended the opening night.
کاملاً 300 نفر در شب افتتاحیه شرکت کردند.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
fully
full



























