جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fraud
01
کلاهبردار, شیاد
a criminal who deceives people for financial interest or personal advantage
مثالها
The fraud convinced many people to invest in a non-existent business scheme.
کلاهبردار بسیاری از مردم را متقاعد کرد که در یک طرح تجاری غیر موجود سرمایهگذاری کنند.
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
frauds
مثالها
He was arrested for fraud after it was discovered that he had been falsifying financial records for years.
او به دلیل تقلب دستگیر شد پس از اینکه کشف شد که او سالها اسناد مالی را جعل میکرده است.
مثالها
The insurance company uncovered a fraud where claims were falsified to obtain money.
شرکت بیمه یک تقلب را کشف کرد که در آن ادعاها برای به دست آوردن پول جعل شده بودند.



























