جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forbidden
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most forbidden
شکل تفضیلی
more forbidden
درجهپذیر
مثالها
Smoking is forbidden in this area to maintain clean air quality.
سیگار کشیدن در این منطقه برای حفظ کیفیت هوای پاک ممنوع است.



























