far-off
far
fɑ:
faa
off
ɒf
of

تعریف و معنی "far-off"در زبان انگلیسی

far-off
01

دور, دور دست

situated at a great distance in space 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most far-off
شکل تفضیلی
more far-off
درجه‌پذیر
مثال‌ها
They dreamed of exploring the far-off lands they read about in books. 

آنها رویای کاوش سرزمین‌های دورافتاده‌ای را داشتند که در کتاب‌ها خوانده بودند.

02

دور, دور دست

relating to a time long ago or far into the future 
مثال‌ها
She dreamed of a far-off future where peace reigned worldwide. 

او رویای آینده‌ای دور را دید که در آن صلح در سراسر جهان حاکم بود.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه