جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Exigency
01
بحران, اضطرار
an urgent affair to deal with
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
exigencies
مثالها
Due to the exigency of the situation, the authorities took swift measures to evacuate the area.
به دلیل فوریت وضعیت، مقامات اقدامات سریعی برای تخلیه منطقه انجام دادند.
درخت واژگانی
exigency
exig



























