جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ردوبدل کردن
آنها تصمیم گرفتند در جشن تعطیلات هدیه مبادله کنند.
مبادله کردن, تعویض کردن
فروشگاه به مشتریان اجازه میداد کالاهای معیوب را با اقلام جدید تعویض کنند.
مبادله کردن, تبادل کردن
آنها در یک مراسم خصوصی فقط با خانواده و دوستان نزدیک تبادل عهد و پیمان ازدواج کردند.
(قرارداد) ردوبدل کردن
پس از هفتهها مذاکره، آنها سرانجام قراردادهای ویلا ساحلی را مبادله کردند.
بازدید تبادلی, گردش تبادلی
مدرسه یک برنامه تبادل سازماندهی کرد که در آن دانشآموزان از فرانسه در خانوادههای میزبان در ایالات متحده اقامت داشتند، که درک فرهنگی و غوطهوری زبانی را تقویت میکند.
تبادل یونی (شیمی)
آزمایش شامل تبادل یونها بین محلولها بود.
مبادله, تبادل
مبادله هدایا در طول تعطیلات یک سنت گرامی است.
جروبحث, بگومگو
تبادل گرم بین سیاستمداران به صورت زنده پخش شد.
مرکز تلفن, سوئیچ تلفن
مرکز تلفن تماسها را بهطور کارآمد مسیریابی میکرد.
مبادله, تبادل
نرخهای تبادل ارز روزانه نوسان میکنند.
تعویض (شطرنج)
او مبادله را فدا کرد تا بر مرکز مسلط شود.
مبادله, تعویض
بازیکن یک رخ را در مبادله قربانی کرد.
تبادل, رالی
مسابقه والیبال دارای یک تبادل طولانی در تور بود.
بورس, بازار سازمانیافته
بورس ساعت 9:30 صبح باز شد.
درخت واژگانی



























