جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Enthusiasm
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His enthusiasm was clear as he talked about his favorite hobby.
اشتیاق او زمانی که در مورد سرگرمی مورد علاقهاش صحبت میکرد آشکار بود.
02
اشتیاق, شور
something that excites strong interest or passion
مثالها
The hobby turned into a lifelong enthusiasm.
سرگرمی به یک اشتیاق مادامالعمر تبدیل شد.



























