جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
encircling
01
محاصره کننده, احاطه کننده
forming a circle or surrounding something completely
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most encircling
شکل تفضیلی
more encircling
درجهپذیر
مثالها
The encircling forest made the cabin feel isolated.
جنگل محصور کننده باعث شد کلبه احساس انزوا کند.
درخت واژگانی
encircling
encircle
circle



























