جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ecstatic
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most ecstatic
شکل تفضیلی
more ecstatic
درجهپذیر
مثالها
He was ecstatic after receiving the job offer of his dreams.
او پس از دریافت پیشنهاد شغل رویاییاش سرخوش بود.
Ecstatic
01
شادمان, خوشحال
a person who experiences intense joy or bliss
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ecstatics
مثالها
She was an ecstatic, unable to stop smiling after the great news.
او سرخوش بود، پس از خبر خوب نمیتوانست لبخند زدن را متوقف کند.
درخت واژگانی
ecstatic
ecstat



























