جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
توجه دیگران را جلب کردن
هاله مرموز اجرا کننده، تماشاگران را جذب کرد و تجربه ای مسحور کننده ایجاد کرد.
استنشاق کردن
با نفس عمیق کشیدن، او هوای تازه کوهستان را به داخل کشید.
وارد ایستگاه شدن
قطار شروع به ورود به ایستگاه کرد در حالی که به ایستگاه شلوغ نزدیک میشد.
به سمت جایی رفتن
به نیروها دستور داده شد که برای یک حمله استراتژیک به سمت موقعیت دشمن نزدیک شوند.
کسی را دخیل کردن
رهبر تیم تصمیم گرفت اعضای جدید را برای پروژه آینده جذب کند.
خود را مچاله کردن
در طول یوگا، به ما گفته شد که جمع شویم، و حالتی گرد تشکیل دهیم.
کوتاه شدن (روز در زمستان)
همانطور که پاییز فرا رسید، شبها شروع به کوتاه شدن کردند و ساعت ۶ بعدازظهر تاریک میشد.
کشیدن, طراحی کردن
هنرمند تصمیم گرفت با جزئیات پیچیده ترسیم کند تا واقعگرایی پرتره را افزایش دهد.
LanGeek



























