جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to dissuade
01
منصرف کردن, دلسرد کردن
to make someone not to do something
Ditransitive: to dissuade sb from sth
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
dissuade
سومشخص مفرد
dissuades
وجه وصفی حال
dissuading
گذشته ساده
dissuaded
اسم مفعول
dissuaded
مثالها
The warnings from experts dissuade many people from smoking.
هشدارهای متخصصان بسیاری از افراد را از استعمال دخانیات بازمیدارد.
درخت واژگانی
dissuasive
dissuade



























