جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dismaying
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most dismaying
شکل تفضیلی
more dismaying
درجهپذیر
مثالها
The dismaying results of the experiment indicated a flaw in the research methodology.
نتایج نگرانکننده آزمایش نشاندهنده یک نقص در روش تحقیق بود.
درخت واژگانی
dismaying
dismay



























