جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Deed
01
عمل
an action or behavior that someone does
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
deeds
مثالها
She was recognized for her charitable deed in the community.
او به خاطر عمل خیرخواهانهاش در جامعه شناخته شد.
مثالها
Before closing on the sale, the seller transferred the deed to the buyer, officially conveying ownership of the property.
قبل از بستن معامله، فروشنده سند را به خریدار منتقل کرد و مالکیت ملک را به طور رسمی منتقل نمود.
درخت واژگانی
misdeed
deed



























