جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dearly
اطلاعات دستوری
مثالها
She loved her children dearly and always put them first.
او فرزندانش را عمیقاً دوست داشت و همیشه آنها را اولویت قرار میداد.
مثالها
She dearly hoped her application would be accepted.
او صمیمانه امیدوار بود که درخواستش پذیرفته شود.
مثالها
He dearly paid for his mistake with a long prison sentence.
او گران تاوان اشتباه خود را با حکم زندان طولانی پرداخت.
درخت واژگانی
dearly
dear



























