جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Contaminant
01
آلودهکننده
a substance or agent that makes something impure or harmful by contact or mixture
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
contaminants
مثالها
The water treatment plant successfully removed contaminants, ensuring the drinking water met safety standards.
کارخانه تصفیه آب با موفقیت آلایندهها را حذف کرد، اطمینان حاصل کرد که آب آشامیدنی استانداردهای ایمنی را برآورده میکند.



























