جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پایین آمدن
قیمت گوشیهای هوشمند جدید بالاخره کاهش یافته، که آنها را برای مصرفکنندگان مقرونبهصرفهتر کرده است.
پایین رفتن
کوهنورد مجبور شد قبل از غروب آفتاب از قله کوه پایین بیاید.
از نسلی به نسل دیگر رسیدن
میراث خانوادگی از پدر بزرگها و مادر بزرگها به نسل فعلی رسیده است.
تصمیم گرفتن
دادگاه فردا در مورد پرونده حکم صادر خواهد کرد.
آرام گرفتن
پس از هیجان برنده شدن در قهرمانی، مدتی طول کشید تا او آرام شود و به حالت عاطفی عادی بازگردد.
از شدت چیزی کاسته شدن
باران شروع به باریدن شدید کرد و باعث سیل در برخی مناطق شد.
رفتن, سر زدن
آنها تصمیم گرفتند برای یک فرار آخر هفته آرامشبخش به ساحل بیایند.
تحت تاثیر مواد مخدر یا داروی خاصی بودن
او قرص اکستازی را خورد و منتظر ماند تا اثر کند.
خراب شدن, از بین رفتن، تحت تاثیر قرار گرفتن (منفی)
وضعیت مالی آنها پس از هزینههای پزشکی غیرمنتظره افت کرد.
خراب شدن, افتادن، فرو ریختن
ساختمان قدیمی ناامن بود و باید خراب میشد تا راه برای توسعه جدید باز شود.



























