جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to binge-watch
01
تماشای اجباری, ماراتون تماشا کردن
to watch multiple episodes of a show in one sitting
مثالها
She loves to binge-watch crime documentaries.
او عاشق تماشای پشت سر هم مستندهای جنایی است.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تماشای اجباری, ماراتون تماشا کردن