جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
clunky
01
دست و پا چلفتی, بیقواره
lacking grace in movement or posture
02
صدای تق تق ایجاد کردن, تولید صدای فلزی
making a clunking sound
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
clunkiest
شکل تفضیلی
clunkier
درجهپذیر
حوزه
sound, movement, objects
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
clunky
clunk



























