جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
burly
approving
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
burliest
شکل تفضیلی
burlier
درجهپذیر
مثالها
Despite his gentle demeanor, the burly lumberjack had the strength to fell trees with a single swing of his axe.
با وجود رفتار ملایمش، هیزمشکن تنومند قدرت قطع درختان را با یک ضربه تبر داشت.
درخت واژگانی
burly
burl



























