جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
burly
تحسینآمیز
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
burliest
شکل تفضیلی
burlier
درجهپذیر
مثالها
The burly bouncer stood at the door, his imposing presence deterring troublemakers from entering the club.
نگهبان قوی هیکل جلوی در ایستاده بود، حضورش باعث میشد مزاحمان از ورود به کلاب منصرف شوند.
درخت واژگانی
burly
burl



























