جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Clunker
01
ماشین قراضه, ماشین فرسوده
an old car that is in poor condition and often unreliable
informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
clunkers
مثالها
The family finally decided to sell their clunker after it broke down for the third time in a month.
خانواده در نهایت تصمیم گرفتند ماشین قراضه خود را بفروشند بعد از اینکه برای سومین بار در یک ماه خراب شد.
درخت واژگانی
clunker
clunk



























