جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
brand-new
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most brand-new
شکل تفضیلی
more brand-new
درجهناپذیر
مثالها
He proudly displayed his brand-new bicycle, still shiny and untouched.
او با افتخار دوچرخه نو خود را به نمایش گذاشت، که هنوز براق و دست نخورده بود.
مثالها
They invested in a brand-new tech startup with innovative ideas.
آنها در یک استارتاپ فناوری کاملاً جدید با ایدههای نوآورانه سرمایهگذاری کردند.
مثالها
The brand-new CEO has already made significant changes to the company’s structure.
مدیر عامل کاملاً جدید از قبل تغییرات قابل توجهی در ساختار شرکت ایجاد کرده است.



























