جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bountiful
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most bountiful
شکل تفضیلی
more bountiful
درجهپذیر
مثالها
The harvest was bountiful this year, yielding more fruits and vegetables than ever before.
برداشت امسال فراوان بود، که میوهها و سبزیجات بیشتری نسبت به قبل به بار آورد.
مثالها
She was known for her bountiful spirit, always willing to help those in need.
او به خاطر روحیه سخاوتمندانه اش معروف بود، همیشه آماده کمک به نیازمندان.
درخت واژگانی
bountifully
bountifulness
bountiful
bounty



























