جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Breadnut
01
نانمیوه
a starchy fruit resembling chestnut or potato
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
breadnuts
مثالها
It took some effort, but I managed to crack open the breadnut's hard shell.
کمی تلاش لازم بود، اما توانستم پوسته سخت نانمیوه را بشکنم.



























