جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wily
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
wiliest
شکل تفضیلی
wilier
درجهپذیر
مثالها
The wily salesman used his charm and persuasion to close deals that others couldn't.
فروشنده زیرک از جذابیت و متقاعدسازی خود برای بستن معاملاتی که دیگران نمیتوانستند استفاده کرد.



























