جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wimple
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
wimples
مثالها
The medieval nun wore a white wimple as part of her habit.
راهبه قرون وسطایی یک روسری سفید به عنوان بخشی از لباسش میپوشید.



























