جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wimple
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
wimples
مثالها
Her wimple framed her face elegantly, accentuating her features.
روسری او به زیبایی صورتش را قاب میکرد و ویژگیهایش را برجسته میساخت.



























