جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
wee
informal
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
weest
شکل تفضیلی
weer
درجهپذیر
مثالها
A wee bird perched on the windowsill, chirping a sweet melody.
پرندهای خیلی کوچک روی لبه پنجره نشسته، در حالی که یک ملودی شیرین را میخواند.
to wee
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
wee
سومشخص مفرد
wees
وجه وصفی حال
weeing
گذشته ساده
weed
اسم مفعول
weed
مثالها
She asked if the baby needed to wee before heading out.
او پرسید که آیا بچه قبل از رفتن نیاز به ادرار دارد.
Wee
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثالها
She cleaned up the wee from the bathroom floor.
او جیش را از کف حمام تمیز کرد.
مثالها
She took the puppy outside for a wee before bedtime.
او توله سگ را برای ادرار کردن قبل از خواب به بیرون برد.
درخت واژگانی
weeness
wee



























