جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Wee
مثالها
She cleaned up the wee from the bathroom floor.
او جیش را از کف حمام تمیز کرد.
مثالها
She took the puppy outside for a wee before bedtime.
او توله سگ را برای ادرار کردن قبل از خواب به بیرون برد.
درخت واژگانی
weeness
wee



























