جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Watercress
01
آبتره, علف چشمه، ترتیزک آبی
a plant that grows in running water with pungent green leaves that are used in cooking
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
watercresses
مثالها
He proudly grows watercress in his backyard garden, using it in various home-cooked meals.
او با افتخار شاهی را در باغ حیاط خلوت خود پرورش میدهد و از آن در غذاهای خانگی مختلف استفاده میکند.
02
شاهی آبی, تره تیزک آبی
cresses that grow in clear ponds and streams
watercress
01
شاهی، رنگی زرد-سبز متوسط که سبزتر و عمیقتر از سبز خزهای و زردتر و تیرهتر از سبز نخودی است, رنگ شاهی، یک رنگ زرد-سبز متوسط، سبزتر و عمیقتر از سبز خزهای و زردتر و تیرهتر از سبز نخودی
of a moderate yellow-green color that is greener and deeper than moss green and yellower and darker than pea green
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most watercress
شکل تفضیلی
more watercress
درجهپذیر



























