جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
upward
اطلاعات دستوری
مثالها
The elevator smoothly ascended, moving upward to the top floor.
آسانسور به آرامی بالا رفت، در حال حرکت به سمت بالا تا طبقه بالا.
02
به سمت بالا, به سمت سالهای بعد
toward or into later years
مثالها
They have been active in the community from early years upward.
آنها از سالهای اولیه به بعد در جامعه فعال بودهاند.
مثالها
The price of gas went upward after the announcement.
قیمت گاز پس از اعلام (upward) افزایش یافت.
مثالها
The boat paddled upward, heading toward the river's source.
قایق به سمت بالا پارو زد، به سمت منبع رودخانه حرکت کرد.
05
به سمت بالا, در حال صعود
in the direction of improvement or higher status
مثالها
The organization is moving upward in its global rankings.
سازمان در رتبهبندیهای جهانی خود به سمت بالا حرکت میکند.
upward
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مثالها
She climbed the upward slope of the mountain with determination.
او با عزم راسخ از شیب رو به بالا کوه بالا رفت.
مثالها
The upward trend in stock prices surprised many investors.
روند صعودی قیمت سهام بسیاری از سرمایهگذاران را شگفتزده کرد.



























