جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unwillingly
اطلاعات دستوری
مثالها
She unwillingly accepted the additional workload, feeling overwhelmed by the demands.
او با اکراه بار کاری اضافی را پذیرفت، احساس غرق شدن در خواستهها را داشت.
درخت واژگانی
unwillingly
willingly
willing
will



























