جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unversed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unversed
شکل تفضیلی
more unversed
درجهپذیر
حوزه
knowledge, skill, experience
مثالها
She was unversed in the technical aspects of the project, so she sought guidance from her colleagues.
او در جنبههای فنی پروژه بیتجربه بود، بنابراین از همکارانش راهنمایی خواست.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unversed
versed



























