جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unversed
مثالها
The newcomer felt unversed in the social dynamics of the workplace.
تازه وارد در پویاییهای اجتماعی محیط کار احساس بیتجربگی میکرد.
درخت واژگانی
unversed
versed
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی