جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unpointed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unpointed
شکل تفضیلی
more unpointed
درجهپذیر
حوزه
shape, objects, tools
مثالها
The unpointed pencil couldn't be used for detailed drawing.
مداد تیزنخورده نمیتوانست برای طراحی دقیق استفاده شود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unpointed
pointed
point



























