جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unmatched
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
His dedication to his craft resulted in an unmatched level of expertise.
فداکاری او به حرفهاش منجر به سطحی از تخصص بینظیر شد.
درخت واژگانی
unmatched
matched
match



























