جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unfeigned
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unfeigned
شکل تفضیلی
more unfeigned
درجهپذیر
حوزه
emotion, behavior, sincerity
مثالها
His unfeigned appreciation for the thoughtful gift was evident in his heartfelt thank you.
قدردانی بیریا او از هدیهٔ توجهبرانگیز در تشکر صمیمانهاش آشکار بود.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unfeignedly
unfeigned
feigned
feign



























