جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
unfathomed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most unfathomed
شکل تفضیلی
more unfathomed
درجهپذیر
مثالها
The shipwreck lay in the unfathomed depths of the ocean.
لاشه کشتی در اعماق ناشناخته اقیانوس قرار داشت.



























