جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beloved
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most beloved
شکل تفضیلی
more beloved
درجهپذیر
حوزه
emotion, relationships, affection
مثالها
The elderly couple held hands, symbolizing their beloved bond of many years.
زوج سالخورده دست یکدیگر را گرفتند، که نشان دهنده پیوند محبوب سالهای زیادشان بود.
02
محبوب
very popular or cherished among a specific group of people
مثالها
The author’s beloved novels have been enjoyed by readers for generations.
رمانهای محبوب نویسنده توسط خوانندگان برای نسلها لذت برده شدهاند.
Beloved
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
beloveds
مثالها
She held her beloved close, cherishing every moment together.
او عزیزش را نزدیک نگه داشت، هر لحظه با هم را گرامی داشت.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
unbeloved
beloved



























