جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beloved
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most beloved
شکل تفضیلی
more beloved
درجهپذیر
مثالها
The park was a beloved spot for families to gather and enjoy picnics on sunny days.
پارک مکانی دوستداشتنی بود که خانوادهها در روزهای آفتابی برای لذت بردن از پیکنیک جمع میشدند.
02
محبوب
very popular or cherished among a specific group of people
مثالها
Her grandmother ’s beloved recipes are passed down in the family.
دستورالعملهای محبوب مادربزرگش در خانواده منتقل میشود.
Beloved
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
beloveds
مثالها
The poem was dedicated to his beloved, who had always been his inspiration.
این شعر به معشوق او تقدیم شده بود، که همیشه الهامبخش او بود.
درخت واژگانی
unbeloved
beloved



























