جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
soundly
01
محکم, استوار
in a way that is secure and firm
مثالها
The boat was anchored soundly to the dock, ensuring it would n't drift away.
قایق محکم به اسکله لنگر انداخته بود، این اطمینان را میداد که از جای خود حرکت نکند.
02
عمیقاً, آرام
with complete strength, effectiveness, or depth
مثالها
He was soundly defeated in the election.
او در انتخابات کاملاً شکست خورد.
مثالها
The baby was soundly asleep despite the loud thunder outside.
نوزاد با وجود رعد و برق بلند بیرون عمیقاً خواب بود.
درخت واژگانی
soundly
sound



























