جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
belated
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most belated
شکل تفضیلی
more belated
درجهپذیر
حوزه
time, events, communication
مثالها
He sent a belated birthday card after missing the celebration.
او پس از از دست دادن جشن، یک کارت تولد دیررس فرستاد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
belatedly
belated



























