جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
simply
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
The instructions are simply to follow the steps in order.
دستورالعملها به سادگی شامل پیروی از مراحل به ترتیب است.
مثالها
She explained the instructions simply, so everyone could understand.
او دستورالعملها را به سادگی توضیح داد، تا همه بتوانند بفهمند.
03
به سادگی, فقط
used to emphasize something as being straightforward or absolute
مثالها
It was simply the best meal I've ever had.
این به سادگی بهترین غذایی بود که تا به حال خوردهام.
04
به سادگی, کاملا
absolutely; altogether; really
درخت واژگانی
simply
simple



























