جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beefy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
beefiest
شکل تفضیلی
beefier
درجهپذیر
حوزه
physique, strength, appearance
مثالها
The beefy bouncer at the club easily handled rowdy patrons with his imposing presence.
در باشگاه، نگهبان قوی هیکل به راحتی با حضورش مشتریان پرسر و صدا را مدیریت کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
beefy
beef



























