جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
beefy
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
beefiest
شکل تفضیلی
beefier
درجهپذیر
مثالها
Tim 's beefy arms bulged as he lifted weights at the gym, impressing onlookers with his strength.
بازوهای قوی تیم وقتی که در باشگاه وزنه بلند میکرد متورم شدند و بینندگان را با قدرت خود تحت تأثیر قرار داد.
درخت واژگانی
beefy
beef



























