sideward
side
saɪd
said
ward
wɔ:d
vawd
sideboard

تعریف و معنی "sideward"در زبان انگلیسی

sideward
01

به پهلو, به یک سمت

in a direction toward one side 
اطلاعات دستوری
مثال‌ها
The boat moved sideward along the river, avoiding the rocks. 

قایق به پهلو در امتداد رودخانه حرکت کرد و از سنگ‌ها اجتناب نمود.

sideward
01

جانبی, به سمت یک طرف

moving or directed toward one side 
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most sideward
شکل تفضیلی
more sideward
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The sideward movement of the car caused it to slide off the road. 

حرکت جانبی ماشین باعث شد که از جاده خارج شود.

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه