sideward
Pronunciation
/sˈaɪdwɚd/

تعریف و معنی "sideward"در زبان انگلیسی

sideward
01

به پهلو, به یک سمت

in a direction toward one side
اطلاعات دستوری
مثال‌ها
She shifted sideward to make room for the others.
او به کنار حرکت کرد تا برای دیگران جا باز کند.
sideward
01

جانبی, به سمت یک طرف

moving or directed toward one side
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most sideward
شکل تفضیلی
more sideward
درجه‌پذیر
مثال‌ها
He made a sideward motion with his hand to signal for silence.
او با دستش یک حرکت جانبی انجام داد تا سکوت را نشان دهد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه