جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
لاک, صدف
مهمات (سلاح)
سرباز با دقت گلوله را در توپ گذاشت، برای دور بعدی آتش توپخانه آماده میشد.
پوسته, پاستای صدفی
پوستهها با اسفناج و ریکوتا پر شده بودند.
پوسته, لاک
پوسته, صدف
پوسته, زره
بدنه, اسکلت، چهارچوب
پوسته, شل
پوسته, صدف
پوسته, صدف
پوسته, صدف
توپباران کردن, بمباران کردن
لشکر توپخانه آماده شد تا مواضع دشمن را بمباران کند تا دفاع آنها را تضعیف کند.
پوسته را درآوردن
او قبل از اضافه کردن بادام زمینی به سالاد برای شام، آن را پوست میکند.
دانه کردن, پوست کندن
کارگران ساعتها صرف پوست کندن ذرت در آمادهسازی برای جشنواره برداشت کردند.
خرد کردن, سلطه داشتن
تیم در کوارتر نهایی حریفان خود را در هم کوبید و با بیش از 30 امتیاز پیروز شد.
بمباران کردن, نابود کردن
تیم در اینینگ اول پیچر را بمباران کرد، قبل از اینکه او بتواند جا بیفتد پنج امتیاز به دست آورد.
جمع آوری صدف, صدف چیدن
بعد از ساعتها راه رفتن، آنها بالاخره یک جای عالی برای جمعآوری صدف در کنار آب پیدا کردند.
پوست کندن, جداسازی پوست
دانهها به آرامی از غلاف جدا شدند در حالی که در آفتاب خشک میشد.
پوشش, جعلی
مقامات مشکوک بودند که شرکت پوششی برای پولشویی پولهای بهدستآمده از فعالیتهای جنایی تأسیس شده است.



























