جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Setback
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
setbacks
مثالها
The unexpected financial setback forced them to postpone their expansion plans.
مانع مالی غیرمنتظره آنها را مجبور کرد برنامههای توسعه خود را به تعویق بیندازند.
درخت واژگانی
setback
set
back



























