جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
scarcely
مثالها
She could scarcely stand after the long walk.
او به سختی میتوانست پس از پیادهروی طولانی بایستد.
02
برای مدت کوتاهی
almost immediately before something else happened
مثالها
The guests had scarcely arrived before the party started.
مهمانها به زحمت رسیده بودند که مهمانی شروع شد.
03
به ندرت, به سختی
very unlikely to happen or be true
مثالها
She could scarcely arrive before noon.
او به ندرت میتوانست قبل از ظهر برسد.
درخت واژگانی
scarcely
scarce



























