جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ruffian
01
قانونشکن, وحشی، گردنکلفت، لوطی
a person violent, criminal, or engaged in thuggish behavior
غیررسمی
توهینآمیز
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
ruffians
مثالها
That ruffian mugged people at the train station.
آن اراذل در ایستگاه قطار مردم را سرقت کرد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
ruffianism
ruffian



























