جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
robustly
اطلاعات دستوری
قید پرسشی
مثالها
The shelter was robustly built to withstand storms.
پناهگاه به صورت محکم ساخته شده بود تا در برابر طوفانها مقاومت کند.
مثالها
She robustly defended her opinion during the heated debate.
او در بحث داغ از نظر خود محکم دفاع کرد.
مثالها
The children grew robustly after moving to a cleaner environment.
کودکان پس از نقل مکان به محیطی تمیزتر، به طرز قویای رشد کردند.
درخت واژگانی
robustly
robust



























