جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rightly
اطلاعات دستوری
قید حالت
مثالها
If I recall rightly, the meeting starts at 10:30, not 11.
اگر درست به خاطر داشته باشم، جلسه ساعت 10:30 شروع میشود، نه 11.
مثالها
He was rightly praised for his contribution to the project.
او به درستی برای مشارکتش در پروژه مورد تحسین قرار گرفت.
2.1
به درستی, به طور عادلانه
in a way that is fair or morally proper
مثالها
The land rightly returned to its original owners.
زمین به درستی به مالکان اصلی خود بازگردانده شد.
درخت واژگانی
uprightly
rightly
right



























