جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
rightly
مثالها
He rightly assumed she would n't be interested in the offer.
او به درستی فرض کرد که او به پیشنهاد علاقهای نخواهد داشت.
مثالها
The monument is rightly regarded as a national treasure.
این بنای تاریخی به درستی به عنوان یک گنجینه ملی در نظر گرفته میشود.
2.1
به درستی, به طور عادلانه
in a way that is fair or morally proper
مثالها
He rightly refused to participate in the unethical experiment.
او به درستی از شرکت در آزمایش غیراخلاقی خودداری کرد.
درخت واژگانی
uprightly
rightly
right



























