جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to resole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
resole
سومشخص مفرد
resoles
وجه وصفی حال
resoling
گذشته ساده
resoled
اسم مفعول
resoled
مثالها
He decided to resole his favorite boots instead of buying a new pair.
او تصمیم گرفت به جای خرید یک جفت جدید، کف کفش مورد علاقه اش را تعویض کند.
درخت واژگانی
resole
sole



























