جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to resole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
resole
سومشخص مفرد
resoles
وجه وصفی حال
resoling
گذشته ساده
resoled
اسم مفعول
resoled
مثالها
The cobbler offered to resole the shoes with durable rubber for better traction.
کفاش پیشنهاد داد که کفشها را با لاستیک بادوام تعویض کف کند تا کشش بهتری داشته باشد.
درخت واژگانی
resole
sole



























